درسنامه آموزشی مطالعات اجتماعی کلاس پنجم
درس 14: بازگشت از سفر حج
عصر پنج شنبه بود. در خانهی سارا جنب و جوش زیادی برپا بود. آن شب قرار بود پدر و مادر سارا از سفر حج برگردند. همهی فامیل در خانهی آنها دور هم جمع شده بودند. عدّهای داشتند خانه را برای ورود مسافران آماده میکردند و عدّهای نیز برای استقبال به فرودگاه رفته بودند. سرانجام ماشینی که پدر و مادر سارا سوار آن بودند، وارد کوچه شد. بوی اسپند هم هجا را پر کرده بود. سارا و برادرهایش مدّتی بود پدر و مادرشان را ندیده بودند و دلشان برای آنها تنگ شده بود. وقتی پدر و مادر از ماشین پیاده شدند، بچّهها حلقههای گل را به گردنشان انداختند و گفتند :«پدر، مادر، زیارت قبول! رسیدن شما به خیر!» پدر و مادر هم بچّهها را با خوشحالی در آغوش گرفتند و بوسیدند.

دو روز گذشت و پدر و مادر کمی استراحت کردند. در روز سوم، بچّهها که دلشان میخواست دربارهی سفر حج بیشتر بدانند، دور آن دو جمع شدند.
سارا سؤال کرد: «پدر، شما به کشور عربستان رفته بودید؟»

پدر پاسخ داد: «ما به کشور عربستان رفتیم. در فرودگاه جَدّه پیاده شدیم و به سمت مکّه، حرکت کردیم. تمام راه بیابان بود. مکّه و مدینه، مهمترین شهرهای مقدّس مسلمانان جهان، در کشور عربستان قرار دارند».
برادر سارا پرسید: «چرا مکّه شهری مقدّس است؟»
پدر توضیح داد: «چون خانهی کعبه در این شهر است. خانهی کعبه در مسجدالحرام قرار دارد که بزرگترین و مهمترین مسجد دنیاست.
خانهی کعبه قبلهی مسلمانان جهان است و ما هر روز به سمت آن نماز میخوانیم.
در هنگام حج، ما خانهی کعبه را طواف میکنیم؛ یعنی به دور آن میگردیم».
شبه جزیرهی عربستان
به سرزمینی که از سه طرف به آب و از یک طرف به خشکی راه داشته باشد، شبه جزیره میگویند.
در زمان ظهور اسلام، مهمترین شهر عربستان مکّه بود؛ زیرا این شهر بر سر راه کاروانهای بازرگانی قرار داشت و خانهی کعبه نیز در آن جا بود.
پیدا کردن جهت قبله
همهی ما مسلمانان رو به قبله نماز میخوانیم. قبلهی ما خانهی کعبه در مکّه است. چون کشور عربستان در جنوب غربی ایران قرار دارد، ما در هر جای ایران که باشیم، اگر جهت جنوب غربی را پیدا کنیم، رو به قبله ایستادهایم.
برای پیدا کردن قبله میتوانیم از قبلهنما هم استفاده کنیم. قبلهنما یک نوع قطبنما است. در ایران عقربهی قبلهنما سمت جنوب غربی را نشان میدهد.
فعالیت (صفحه 83 کتاب درسی)
1- با توجّه به نقشهی شمارهی 1، دریاهای اطراف شبه جزیرهی عربستان را نام ببرید. دریای سرخ، خلیج فارس، دریا مدیترانه، اقیانوس هند، دریای عمان
2- با توجّه به توضیحات پدر سارا، بگویید عربستان چه نوع آب و هوایی دارد. گرم و خشک
3- روی نقشهی شمارهی 2، با علامت پیکان (←)، جهت قبله را در تبریز و بندرعبّاس و مشهد رسم کنید.
مادر سارا گفت: «بچّهها، غار حرا نیز در نزدیکی شهر مکهّ قرار دارد و از مکانهای مقدّس است. پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمّد (ص)، برای راز و نیاز با خدا به این غار میرفت. در همین غار بود که از طرف خداوند به پیامبری
مبعوث شد.
حضرت محمّد (ص) پس از بعثت، مأموریت یافت که مردم را پنهانی به دین اسلام دعوت کند. او مدّت سه سال فقط خویشاوندان و آشنایان را بهصورت مخفیانه به دین اسلام دعوت میکرد. جالب است بدانید زمانی که تعداد مسلمانان زیادتر شد، آنها برای انجام عبادت و دیدار یکدیگر به درّهها و کوههای اطراف مکّه میرفتند. بعد از سه سال، خداوند به پیامبر مأموریت داد تا همهی مردم را آشکارا به اسلام دعوت کند.»
پدر ادامه داد: «وقتی خبر ظهور اسلام در عربستان پیچید، کافران و ثروتمندان مکّه از گسترش اسلام احساس خطر کردند. آنها نمیخواستند بتپرستی از میان برود و مردم با هم برابر باشند بلکه دوست داشتند همچنان با ظلم و ستم بر مردم حکومت کنند. از این رو، دور هم جمع شدند و ابتدا تصمیم گرفتند با دادن پول و مقام به حضرت محمّد (ص) ایشان را از راه خدا بازدارند ولی پیامبر پیشنهاد کافران را نپذیرفت.
وقتی کافران فهمیدند که آن حضرت از مبارزه با بتپرستی دست بر نمیدارد، به فکر آزار او و پیروانش افتادند. برخی از پیروان پیامبر، شدیدترین شکنجهها را تحمّل کردند امّا بر سر ایمان خود باقی ماندند. حتّیٰ بعضی از آنها در این راه شهید شدند. خود پیامبر نیز از این آزارها در امان نبود. کافران در گذرگاهها و کوچههای خلوت به آن حضرت هجوم میبردند و او را با سنگ مجروح میکردند امّا پیامبر با مهربانی، آنها را به راه خدا و دین اسلام دعوت میکرد.
آزار و اذیتّ کافران آنقدر زیاد بود که پیامبر به جمعی از مسلمانان دستور داد که به حبشه هجرت کنند؛ زیرا پادشاه کشور حبشه، مردی عادل بود و مسلمانان میتوانستند در آن کشور، آزادانه زندگی کنند.»
سارا گفت: «ما در کتاب هدیههای آسمان خواندیم که پیامبر و یارانش مجبور شدند به یکی از درّههای اطراف مکّه به نام شِعب اَبی طالب بروند و سه سال در آنجا در کمال سختی زندگی کنند».
مادر در حالی که عکسی را به بچّهها نشان میداد، خندید و گفت: «اتفّاقا هتل ما در نزدیکی شِعب اَبی طالب بود».
مادر ادامه داد: «پس از چندی کافران با هم پیمان بستند که رابطهی خود را با مسلمانان قطع کنند و با آنها خرید و فروش و ازدواج نکنند. آنها همچنین عهدنامهای نوشتند و آن را در خانهی کعبه گذاشتند. پیامبر و یارانش سه سال در آن درّه زندگی میکردند. پس از این مدّت، روزی پیامبر از جانب خدا آگاه شد که موریانه عهدنامهی کافران را خورده است. ابوطالب (ع) عموی پیامبر، این خبر را به کافران داد و از آنان خواست که عهدنامه را بیاورند. همچنین گفت: «اگر محمّد (ص) در مورد عهدنامه درست نگفته باشد، او را به شما تسلیم خواهم کرد». کافران رفتند و دیدند که پیامبر (ص) درست گفته است؛ بنابراین، به پیامبر و مسلمانان اجازه دادند که دوباره به مکهّ بازگردند».
در این هنگام، مادربزرگ سارا گفت: «شام حاضر است. بچّهها، کمک کنید سفره را آماده کنیم. صلواتی بفرستید و بیایید». بچّهها، پدر و عمو با صدای بلند صلوات فرستادند.
فعالیت (صفحه 74 کتاب درسی)
4- چرا کافران از گسترش دین اسلام احساس خطر می کردند؟ چون آنها نمیخواستند بتپرستی از میان برود و مردم با هم برابر بتشند بلکه دوست داشتند همچنان با ظلم وستم بر مردم حکومت کنند.
5- پیامبر (ص) در برابر آزار و اذیت کافران چگونه رفتار می کرد؟ پیامبر در مقابل رفتارهای کافران با مهربانی آنها را به راه خدا و دین اسلام دعوت مینمودند.
6- رویدادهای زیر را به ترتیب روی خطّ زمان قرار دهید.
- هجرت گروهی از مسلمانان به حبشه
- دعوت پیامبر به اسلام بهطور پنهانی بعثت پیامبر
- دعوت پیامبر به اسلام بهطور آشکار
- اقامت در شِعب ابی طالب
1- بعثت پیامبر 2- دعوت پیامبر به اسلام به طور پنهانی 3- دعوت پیامبر به اسلام به طور آشکار 4- هجرت گروهی از مسلمانان به حبشه 5- اقامت در شِعب ابی طالب
